فکری زیبا
Beautiful Mind
جان میدهم به گوشه زندان سرنوشت سر را به تازیانه او خم نمیکنم! افسوس بر دو روزه هستی نمیخورم زاری بر این سراچه ماتم نمیکنم با تازیانههای گرانبار جانگداز پندارد آنکه روحِ مرا رام کرده است! جان سختیام نگر، که فریبم نداده است این بندگی، که زندگیش نام کرده است! بیمی به دل ز مرگ ندارم، که زندگی جز زهر غم نریخت شرابی به جام من گر من به تنگنای ملال آور حیات آسوده یک نفس زده باشم حرام من! تا دل به زندگی نسپارم، به صد فریب میپوشم از کرشمهی هستی نگاه را هر صبح و شب چهره نهان میکنم به اشک تا ننگرم تبسم خورشید و ماه را! ای سرنوشت، از تو کجا میتوان گریخت؟ من راهِ آشیان خود از یاد بردهام یکدم مرا به گوشهی راحت رها مکن با من تلاش کن که بدانم نمردهام ای سرنوشت مرد نبردت منم بیا! زخمی دگر بزن که نیافتادهام هنوز شادم از این شکنجه خدا را، مکن دریغ روح مرا در آتشِ بیداد خود بسوز! ای سرنوشت، هستی من در نبرد توست بر من ببخش زندگی جاودانه را! منشین که دست مرگ ز بندم رها کند محکم بزن به شانه من تازیانه را «فریدون مشیری»
نظرات شما عزیزان: شنبه 21 بهمن 1391برچسب:, :: 15:56 :: نويسنده : قهار متولی طاهر
آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها خرید اینترنتی عینک آفتابی ریبن">خرید اینترنتی عینک آفتابی ریبن
نويسندگان
|
||||||||||||||||
![]() |