فکری زیبا
Beautiful Mind
او شنوا (ي دعاي محتاجان) و دانا (به احوال بندگان) است. عنکبوت آیه ۶۰ جمعه 20 شهريور 1394برچسب:, :: 1:4 :: نويسنده : قهار متولی طاهر
تقلید از غرب، خطری است جدی، که چشمه های نبوغ را، خشک می کند. جمعه 20 شهريور 1394برچسب:, :: 1:0 :: نويسنده : قهار متولی طاهر
هر ملتی باید عقیده داشته باشد. اگر یک ملتی عقیده نداشته باشد آن ملت کارش زار میشود همه باید سعی کنید که در جامعه یک عقیده و مسلک و مرامی باشد. اگر ملت بیمرام باشد آن ملت از بین میرود. جمعه 20 شهريور 1394برچسب:, :: 1:1 :: نويسنده : قهار متولی طاهر
هر که دنیا خواهد، دانش آموزد و هر که آخرت خواهد در عمل کوشد. جمعه 20 شهريور 1394برچسب:, :: 1:57 :: نويسنده : قهار متولی طاهر
نشان دوست نکو آنست که خطای تو را بپوشاند ،تو را پند دهد و رازت را آشکار نسازد. جمعه 20 شهريور 1394برچسب:, :: 1:56 :: نويسنده : قهار متولی طاهر اگر مدام در فکر به مشکلات و دردهایت غوطه ور باشی، یک روزی همه اش برایت می شود عادت ! نه دیگر دردی را حس می کنی و نه میل به داشتن روزهای خوب تو را آرام می کند! باعث می شود که هر روز در منجلاب پوچی و تباهی فرو روی و معنای زندگی را از تو بگیرد و زودتر از آنچه که فکر می کنی به سوی مرگ پیش خواهی رفت...! هر انسان بزرگی روزی سخت ترین مشکلات را از پیش رو برداشته به طوری که نه مدام غرق در خوشی هایش شده و نه به دردهایش عادت کرده است. چه خوب است که از هر فرصتی هر چند کوچک برای خوب بودن و شاد ماندن استفاده کرد. و چه خوب تر از آن که شادی ها را مهمان دل های همدیگر کنیم. وهمیشه بیاد دار؛ هر چه تو که خوب باشی دنـیـا هم خوب است. جمعه 20 شهريور 1394برچسب:, :: 1:52 :: نويسنده : قهار متولی طاهر
گسستن دو همسر مي تواند خانداني را از هم بپاشد . دو شنبه 16 شهريور 1394برچسب:, :: 22:56 :: نويسنده : قهار متولی طاهر کبوتر , با آن پاهای پر اندود با کاکلی بر سرو طوقی بر گردنش اوج می گرفت و شاد از آزادی اش بالا و پایین می رفت در آسمان آبی بالا , پایین صدای بر هم خوردن بالش گوشنواز بود و آرام بخش پرپرپرپر ... پرپرپرپر کبوتر , بی پروا و گستاخ در فرودی بی مهابا و شتابان با سر , محکم خورد به دیوار سیمانی تق ... تماشایش هم درد داشت اینکه در اوج آزادی و شادی ضربه ای بخورد به تنت ضربه هر چقدر کوچک , عمیق می شود و دردش هر چه قدر کم بزرگ می شود و کاری تر درک درد عمیقش , کار هیچ بیننده و شنونده ای نخواهد بود اینکه کسی می گوید : - می فهمم . شاید دروغی باشد مصلحطی و ناگزیر کبوتر با سینه نرمش , فرومی ریزد روی کف داغ آسفالت خیابان دو بالش باز و سرش تابیده به عقب سعی می کند بلند شود , چه تقلای بیهوده ای ما آدم ها , بعد ضربات اینچنین , که سر و تن روحمان را می کوبد به آسفالت داغ حقیقت های تلخ زندگیمان , بلند شدنمان افسانه ای بیش نیست , ادامه مطلب ... دو شنبه 16 شهريور 1394برچسب:, :: 22:46 :: نويسنده : قهار متولی طاهر
آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها خرید اینترنتی عینک آفتابی ریبن">خرید اینترنتی عینک آفتابی ریبن
نويسندگان
|
||||||||||||||||
![]() |